70و چندم.!..

...
آدم دلش میخواد
بچگیُ
همین جوری
با همین حجمِ نیش باز
.
آدم دلش میخواد
بچگیُ
همین جوری
با همین حجمِ نیش باز
.
..
....
..
.
....
..
.
+ پل میزنیم به نامعلوم،
در می گشاییم به ناممکن!
از وجود، چنان بنایی ساختیم
که نردبام هزار پلهء حضور به گردش نمی رسد!
بی شک آخرین شماره
از شمارش کفتار صبور عقل،
سرانجام،
واپسین نفسِ گاوِ دل خواهد بود!
ما راه می رفتیم و زندگی نشستن بود!
ما می دویدیم و زندگی راه رفتن بود!
ما می خوابیدیم و زندگی دویدن بود!
نه،
انسان هیچگاه برای خود مأمن خوبی نبوده است!
(..نمی دونم از : چه کسی!..)
در می گشاییم به ناممکن!
از وجود، چنان بنایی ساختیم
که نردبام هزار پلهء حضور به گردش نمی رسد!
بی شک آخرین شماره
از شمارش کفتار صبور عقل،
سرانجام،
واپسین نفسِ گاوِ دل خواهد بود!
ما راه می رفتیم و زندگی نشستن بود!
ما می دویدیم و زندگی راه رفتن بود!
ما می خوابیدیم و زندگی دویدن بود!
نه،
انسان هیچگاه برای خود مأمن خوبی نبوده است!
(..نمی دونم از : چه کسی!..)
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 23:53 توسط راهـــی
|
"مــن"