خانه
خانه و خانواده، یعنی همه در کنارهم باشیم
اگر فقر را تجربه کردیم ، اگر بیماری ای آمد، اگر بحران زده شدیم
اگر دزد به خانه مان زد ، اگر فقدان عزیزی را دیدیم..
خانواده یعنی هرکدام فکرمان را توانمان را بیاوریم وسط و ببینیم چکار میشود کرد ، با تمام ناراحتی یا خشم یا غمی که هرکداممان داریم
حالا اگر هرکدام از ما در اتاقی ، در سکوت و انزوا
مشغول درونیات خویشتن باشیم ،
یا هرکدام جدا جدا در بیرون از خانه ، سعی در فراموش کردن مشکلمان داشته باشیم
چه میشود ؟ به حال جمعی خوبتر چقدر طول میکشد تا بتوان رسید ؟
بنظر میرسد که همیشه غم و درد همدیگر را فهمیدن ، این زمان را کم و کمتر کند
خانه ی کوچک ما نیاز به وحدت و امنیت دارد ، خانه ی بزرگمان بیشتر .
: کین درد مشترک ، هرگز جدا جدا درمان نمیشود
+به مناسبت مخروبه ی آباد شده ای که من بودم امروز با تمام غمم.
مخروبه ای که در دام تو افتاد ، تمام قد سپاسگزار است ...
"مــن"