نام زیبای خداست

؛

سلام

+

حرفی نیست....جز..تشکر از همراهی های دوستانهء دوستان

 آق مهرداد..ژوبی جان..رهگدر عزیز..جناب امیر

و حمایت عاشقانهء خانوادم

از همیشه تا همیشه

+

مهســـــــــــــــــــــــــــــــــــــا

خیلی دوستت دارم 

بازهم نشد که به موقع بخونی متنی که متعلق به تو بودُ...

.......

یادی از سهراب عزیز،،همین جوری-

+ ای کرانهء ما ! لبخند گلی در خواب،دست پاروزنِ ما را بسته است

در پیِ صبحی بی خورشیدیم، با هجوم گلها چه کنیم؟

جویای شبانهء نابیم، با شبیخون روزن ها چه کنیم؟

آن سوی باغ دست ما به میوهء بالا نرسید.

وزیدیم و دریچه به آیینه گشود.

به درون شدیم وشبستان مارا نشناخت.

به خاک افتادیم،چهرهء "ما" نقش "او" به زمین نهاد.

تاریکی محراب آکندهء ماست.

سقف از ما لبریز ، دیوار از ما، ایوان از ما.

..برگردیم که میان ما و گلبرگ،گرداب شکفتن است.

موج برون به صخرهء ما نمی رسد.

ما جدا افتاده ایم و ستارهء همدردی از شب هستی سر میزند

ما می رویم و آیا در پی ما،یادی از درها خواهد گذشت؟

..برویم از سایهء نی،شاید جایی،ساقهء آخرین، گل برتر را در سبد ما افکند..

_تقدیم به فرهاد_

....

بیراهه: آیدین عزیزم...امیدوارم غبارهارو زدودن فرموده باشی

        جات خالی میمونه تا نتت درست شه و بیای

        و وحید عزیز، سپاس از همراهیت..پوزش بابت نبودنم

        +رااااستی حسین،خیلی دلم برات تنگ شده-