دلم مرگ میخواهد

پیر مرد جوری توصیفش کرد که دلم خواست .

چه قدر گاهی سقف آسمان کوتاه می‌شود .

چقدر گاهی نشنیدن صدایش ،

تلخ می‌شود .

چقدر گاهی با مغز و روحم دست به یکی می‌کنم

که یادآوری نکنم، برداشتی نکنم، نبینم ، حس نکنم .

اما گاهی دم خروسش میزند بیرون .

گاهی فکر می‌کنم نکند واقعا مرا دوست نداشت ؟

-مادرم -