۲۲ روز گذشت ..

از بزرگترین ترسهای زندگی من .

و من قوی تر از گذشته فکر میکنم .

پاسداران، پیروزی، ازادی.

تخریب در اثر حمله نظامی

کودک ، ۱۴ ماهه، سه ماهه، ۴ روز ه

شهادت در اثر جنایت جنگی

دخترکان ، کوله پشتی، استیکر گوشه های کتاب های خاکی

پسرک،لانچ باکس جوجه تیغی، بند عینک، خداحافظی

توییتر ، خبر، شمارش، قلب درد .

تلگرام ، دفاع مشروع نظامی کشورم، قوت قالب ماه رمضان

... و خدایی که از تمام افکار و اوهام و ترسهای من بزرگتر است

شکار f-35 پنهان شونده ! که پنهان نتونست بشه و شکار شد

شرافتی که نتونست دیگه دوام بیاره و شهید شد .

شمار شهدا، به تعداد جانهای عزیز ه همیشه .

اما شرافتهای شهید شده هم حساب کنید

به تعداد تمام آنهایی که تجمع کردن و شعار دادن و دفاع کردن از

تجاوز به حریم نظامی کشور و کشتار مردم.

ماییم و تمام آنچه که از جهان سهم ماشد ،

راهی بودن .

این بار از امنیت و تمدن و پیشرفتی که بوی تعفن میده حالا

حالا که کشورت زخمیه.

راهی خواهم شد به کشوری که هرچی دارم تو اون کشور ریشه گرفته

بسم الله رب العالمین 🌱✌🏻